بديع الزمان فروزانفر
806
شرح مثنوى شريف ( فارسى )
با هم گل و سبزه و بنفشه * چون قوس و قزح برنگ الوان ديوان خاقانى ، ص 346 شايد اگر وحشيى سبعهى الوان خورد * حمزه بجوى على بهتر از الوان او همان مأخذ ، ص 366 لقمان : حكيمى نامور كه بنا بروايات اسلامى ، از خاندان ابراهيم و يا خواهر زاده يا پسر خالهى ايوب بوده و بگفتهى بعضى بندهاى از حبشه و يا نوبه و سياه چرده بود و درودگرى يا درزيگرى مىكرده است ، بموجب همين روايات ، او در عصر داود مىزيسته و مردى حكيم بوده است . مجموعهى حكمتهاى لقمان را در صحيفهاى نوشته بودند و عربان آن را مىشناختند و سويده بن الصامت از معاصران حضرت رسول اكرم ( ص ) آن را در دست داشت ، اين مجموعه را « مجله لقمان » مىخواندند ، قرآن كريم نيز لقمان را بصفت حكمت ياد مىكند و سورهى ( 31 ) بنام اوست . « حكمت لقمان » در زبان پارسى مثلى است كه در نظم و نثر توان يافت ، مولانا اين كلمه را بمعنى مجازى آن ( حكيم ، خردمند ) به كار برده است . جع : تفسير طبرى ، طبع مصر ، ج 21 ، ص 39 ، الحكمة الخالدة ( جاودان خرد ) ، طبع مصر ، ص 127 ، قصص الانبياء ، ثعلبى ، طبع مصر ، ص 297 - 294 ، مختصر الدول ، طبع بيروت ، ص 51 ، اسد الغابه ، طبع مصر ، ج 2 ، ص 378 ، اساس البلاغه ، لسان العرب ، در ذيل : جلل . خار و خرما : مجازا ، رنج و راحت ، الم و لذت . نان كور : ناسپاس و كافر نعمت ، حريص به افراط . مولانا پيوستگان و متعلقان داشت كه در حاجتهاى دنيوى به دو توسل مىجستند و او به جهت مدد و مساعدت ايشان و هم از آن رو كه يارى ضعيفان ، شيوهى مردان خداست ، ناچار بود كه براى دفع ظلم و تجاوز و يا تهيهى وسايل